![]() |
![]() |
|
| این حسین کیست خدایا که خدایی می کند |
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:20 توسط میلاد |
|
|
الهي به حرمت آن نام که تو خواني و به حرمت آن صفت که تو چناني درياب که مي تواني |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:15 توسط میلاد |
|
|
گفتمش:دل ميخري؟! پرسيد چند ؟! گفتمش: دل مال تو ،تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:13 توسط میلاد |
|
|
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، ترا با
لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید ، با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروبِ ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا، شاید خطا کردم و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا، تا کی،برای چه؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران باردر هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آن که می دانم تو هرگزیاد من را با عبورخود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد! ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 12:29 توسط میلاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:18 توسط میلاد |
|
|
خدایا شکرت .... شکرت به خاطر تک تک داده هات به زندگیم و حتی نداده هات .... شکرت به خاطر وجودت و آرامشی که زیر سایه ات بهم می بخشی ...... شکرت به خاطره تک تک کسانی که به زندگیم بخشیدی شکرت بخاطر هدیه کردن بهترین مادر دنیا که یه حرف پر مهر و صمیمانه اش یه نوازش مهربونانه اش می تونه کوهی از غم و غصه رو به چشم هم زدنی از دلت پاک کنه و جام لبریز شده صبرت رو با کلامی صادقانه خالی کنه تا تو از نو اون رو پر کنی ......... شکرت به خاطر وجود خواهر و برادری که هر چند در ظاهر امر واژه ی ناتنی رو یدک می کشن اما در باطن اونقدر به تو و دلت نزدیکن که تا کوچکترین ناراحتی حس می کنی اونقدر دلشون زلاله که تو رویای شبانه اشون بهشون الهام می شه و تو اولین فرصت بدون اینکه کلامی به زبون آورده باشی برای همدردی و تسلا به طرفت پرواز می کنن و دست یاری به سویت دراز تا تو رو آروم کنن ....... خدایی مگه می شه با داشتن این همه داده ی کوچیک و بزرگ این همه نعمت ریز و درشت، بازهم ناشکر بود و ناسپاس .... ببخشا خدایا بر من ببخشا گر! گَه گاهی نیستم عابدی نه چندان درخور و سزاوار .......
با من از عشق بگو
مادرم! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:28 توسط میلاد |
|
|
رفیق من سنگ صبور غمهام به دیدنم بیاکه خیلی تنهام هیچکی نمی دونه چه حالی دارم چه دنیای روبه زوالی دارم تنهایی بی سنگ صبور خونه ی سردوسوت و کور توی شبام ستاره نیست موندی وراه چاره نیست اگرکه هیچکس نیومد سری به تنهاییم نزد اماتو کوه درد باش طاقت بیارو مرد باش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 13:14 توسط میلاد |
|
|
مردی نزد حضرت علی ( ع ) آمده و گفت : مرا آگاه کن از واجب و واجب تر . عجيب و عجيب تر . سخت و سخت تر . نزديک و نزديک تر . حضرت فرمودند توبه و بازگشت به پروردگار بر مردم واجب است و ترگ گناهان از آن واجب تر گردش روزگار عجيب است و غفلت مردم از آن عجيب تر . بردباری در برابر مصائب دشوار است ولی از دست دادن پادداشتها از آن دشوار تر هر چيزی که به آن اميد می رود نزديک است و مرگ از همه آنها نزديکتر ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 12:59 توسط میلاد |
|
|
پرنده گفت: " چه بويي، چه آفتابي، آه بهار آمده است ومن به جستجوي جفت خويش خواهم رفت. " پرنده از لب ايوان پريد و رفت پرنده كوچك بود پرنده فكر نميكرد پرنده روزنامه نميخواند پرنده قرض نداشت پرنده آدمها را نميشناخت پرنده روي هوا و بر فراز چراغهاي خطر در ارتفاع بيخبري ميپريد و لحظههاي آبي را ديوانهوار تجربه ميكرد پرنده، آه، فقط يك پرنده بود پرنده، آه، فقط يك پرنده بود " فروغ فرخزاد " |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 14:19 توسط میلاد |
|
|
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ***************** روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 17:23 توسط میلاد |
|
|
دو بلبلی را دیدم که با هم درد دل می کردند............ یکی می پرسید و آن یکی پاسخ می داد................ اولی پرسید: عاشقان کیستند؟............................ دومی گفت: طالب و جویای عشق از جانب معشوق. باز پرسید: عشق را چه معنا می کنی؟.................. جواب داد: در بهای محبت.................................... پرسید: اگر به تو پشت کرد .... ؟............................ گفت: باز شیرین تر از جان دوستش دارم................ پرسید: اگر قلبت را شکست چه می کنی؟.............. گفت: دل از آن اوست من صاحبش نیستم.............. باز پرسید: اگر جوانیت را گرفت چه می کنی؟........... گفت: خوشا به حالی کسی که در راه عشق پیر شود. پرسید: اگر جفا کند چه می کنی؟............................ گفت: جفای عشق خود نوعی وفاست..................... پرسید: اگر همه چیزت را گرفت چه؟.......................... گفت: همه دنیا را به پایش می ریزم........................ بلآخره پرسید: اگر جانت را گرفت آنوقت چی؟............. با متانت گفت:..................................................... مرگ بهتر از زندگی بی عشق است......................... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 14:19 توسط میلاد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 9:43 توسط میلاد |
|
|
تا درخیال خود م تورا ببینم و نور وجودت رو حس کنم در خیال خودم سر به سجود میزارم . در خلوتگه عشق جز تو هیچ نیست . در راز دلم جز تو کس نیست . در وادی عشق من تو را جویم . در راه ورهت جان سپارم من . از عطر وجود تو بی نیازم از عالم . توی این ماه خدا خدایا کمکم کن تا تورو بیشتر ببینم . و سپاس گویم تورا . و قادرم ساز تا تو راجویم . خدایا مرا با خودم تنها نگذار . و خدایا منو ببخش که کلام من قادر به وصف تو نیست . و خدایا شکر که به من اجازه نوشتن دادی.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 14:0 توسط میلاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:16 توسط میلاد |
|
|
من در اين بارگه شه برجا آمده ام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 7:20 توسط میلاد |
|
|
هر کسی روضه می خونه می گه وای از دل زینب توی این ماه هر دیوونه می گه وای از دل زینب ماهی که ناز یتیم و کشیدن با تازیونه توی صحرا می کشیدن موی اونو وحشیونه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 8:54 توسط میلاد |
|
|
اعتبار اربعين امام حسين (ع) از قديم الايام ميان شيعيان و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين (ع) شناخته شده بوده است. كتاب مصباح المتهجد شيخ طوسي كه حاصل گزينش دقيق و انتخاب معقول شيخ طوسي از روايات فراوان در باره تقويم مورد نظر شيعه در باره ايام سوگ و شادي و دعا و روزه وعبادت است، ذيل ماه «صفر» مينويسد: نخستين روز اين ماه (از سال 121)،روز كشته شدن زيد بن علي بن الحسين است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 9:30 توسط میلاد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 8:40 توسط میلاد |
|
|
مجله الکترونيکي حسينيه سيدالشهدا - ويژه نامه اربعين اللهم لك الحمد حمدالشاكرين براي شنيدن زيارت حضرت ابوالفضل (ع) در روز اربعين اينجا را کليک کنيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 8:31 توسط میلاد |
|
|
سلام بر بهترين پيامبر، بلندترين فرياد، سردار اربعين حسين(ع)، علمدارى با اصحابى از جنس كلام، پيامبر با اعجازى از جنس سخن، حسينى ديگر، در شمايل يك زن، كه اگر چه "خون" نداد ولى چه بسيار كه "خون دل" خورد.
مراسم شب اربعين 84 - هيئت رايت العباس
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 9:33 توسط میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| پیوندها |
|
اسیر دل حاج همت و شقایقهای پرپر هیت الرضا لینای من |
|
RSS
|